|
دلتنگم.... دلتنگ...
برای همه لحظه های با تو بودن لحظه های در هم ادغام شدن.
برای شنیدن دوباره ارامشی که در وجودم تزریق می کردی.
دلتنگم برای شنیدن صدای تو.
دلتنگم برای اون غم هایی که پشت خنده ها مون پنهونش می کردیم دلتنگم برای اون اشکایی نمی تونستیم جلو شو بگیریم.
دلتنگم برای اون نگاه های حسرت بار اخرمون که می دونستیم داره تموم می شه.
دلتنگم واسه همه لحظه هایی که می دونستم هستی و از من دوری.
دلتنگم برای همه شمع هایی که تو حسرت همدیگه روشن کردیم و اشک ریختیم.
دلتنگم برای همه اون بی تابی ها.
دلتنگم برای همه اون نامه هایی که برای دلتنگی هم می نوشتیم.
دلتنگم برای همه اون بغضا که راه نفسمو ن بند می اوردن.
دلتنگم برای همه اون اشکایی که واسه دلتنگی همدیگه می ریختیم.
دلتنگم برای همه اون دلتنگیها...

|